اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
312
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
ضيفه و زواره فانهم ياتون شعثا غبرا من كل بلد على ضوامر كالقداح و قد اعيوا و تفلوا و قملوا و أرملوا ، فاقروهم و أغنوهم . [ 1 ] « اى گروه قريش ، شما همسايگان خدا و اهل بيت الحرام او هستيد ، در اين موقع زوار خدا نزد شما مىآيند تا حرمت خانه او را بزرگ دارند و اينان مهمانان خدايند و سزاوارترين مهمانى باينكه گرامى داشته شود مهمان خداست ، خدا شما را براى اين كار برگزيد و به اين افتخار سرفراز داشت سپس حقوق همسايگى شما را بهتر از هر همسايه اى براى همسايه اش نگهدارى فرمود ، پس مهمانان و زائران او را گرامى بداريد زيرا آنان ژوليده و غبارآلوده از هر شهرى بر شتران لاغر مانند چوبه هاى تير مىرسند در حالى كه خسته و بدبو و ناشسته و نادار گشتهاند ، پس آنها را پذيرايى كنيد و بى نيازشان سازيد . » قريش با تعاون به اين كار دست ميزدند و هاشم مال بسيارى فراهم مىكرد و مىفرمود حوضهاى پوستى را در جاى زمزم مىنهادند و از چاههاى مكه پرآب مىساختند و حاجيان از آنها سيراب ميشدند . هاشم حجاج را در مكه و منى و عرفه و مشعر غذا ميداد و براى آنان نان و گوشت و روغن و سويق تريت مىكرد و آبها را همراهشان مىبرد تا وقتى كه مردم پراكنده شده رهسپار شهرهاى خود مىشدند ، و از اين جهت « هاشم » ناميده شد . هاشم اول كسى بود كه دو سفر بازرگانى را رسم كرد : سفر زمستانى به شام و سفر تابستانى بسوى حبشه نزد نجاشى زيرا كه تجارت قريش از مكه تجاوز نمىكرد و در سختى و مضيقه بودند تا آنكه هاشم رهسپار شام شد و بر قيصر فرود آمد . هاشم هر روز گوسفندى مىكشت و كاسه بزرگى پيش روى خود مينهاد و هر كس را در اطراف او بود به خوردن غذا دعوت مىكرد ، و هاشم از همه مردم نيكوتر و زيباتر بود و چون داستان
--> [ 1 ] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 3 ص 457 ، و نيز در ص 458 ، و جمهرة خطب العرب ج 1 ص 32 خطبه ديگرى از هاشم نقل شده است .